9 مدل کسب و کار برای راه اندازی استارتاپ

مدل کسب و کار در هسته و مرکزیت هر استارتاپ موفقی قرار دارد. زیرا صرف نظر از اینکه چقدر ایده شما منحصر به فرد و بکر باشد، استارتاپ باید یک روش عملی برای پول درآوردن داشته باشد که به اندازه کافی برای سرمایه گذاری در آینده با ارزش گردد و همچنین باعث حفظ خود استارتاپ نیز بشود. بسیاری از بنیانگذاران استارتاپ های نو هنگام بحث درمورد برنامه ها و استراتژی های کسب و کار خود از عبارت “مدل کسب و کار” استفاده می کنند. سوالهایی مثل “چه مدل کسب و کاری به بهترین نحوه برای ایده ام جواب می دهد؟” یا “از کجا بدانم که استارتاپ ام از مدل مناسب استفاده می کند؟”، برخی از سوالاتی هستند که بنیانگذاران باید در نظر بگیرند که در نهایت نیز بر موفقیت کلی سرمایه گذاری شان در دراز مدت تاثیر خواهد داشت.

اشتباهات در انتخاب مدل کسب و کار

مدل کسب و کاری که شما انتخاب می کنید باید در ارتباط تنگاتنگ با نیاز مشتریان باشد و بهتر از مدل رقبایتان کار کند. انواع بسیار مختلفی از مدل های کسب و کار وجود دارد و شما باید آن مدلی را انتخاب کنید که مناسب کسب و کارتان است. یکی از بدترین اشتباهاتی که بنیانگذران مرتکب می شوند این است که تلاش می کنند تا مدل کسب و کاری را دوباره از اول ایجاد کنند و یا روش جدیدی از جریان نقدی پول را به وجود آورند که هرگز قبلا انجام نشده است. برای سرمایه گذاری که می گوید من قصد استفاده از روش اثبات نشده ای را برای پول درآوردن از سرمایه گذاری ام دارم به احتمال زیاد بازگشت سرمایه ای در کار نیست.

گزینه های بسیاری برای ایجاد درآمد وجود دارد که در حال حاضر هم ثابت شده است و به عنوان یک بنیانگذار وظیفه شما تعیین بهترین مدل کسب و کار می باشد که مناسب کسب و کارتان می باشد. اگر شما نمی دانید از کجا شروع کنید در ادامه با همراه باشید تا از ۹ مدل کسب و کار موفق برای استفاده در استارتاپ تان مطلع شوید که موفقیت آمیز بودن آن در بسیاری از استارتاپ ها و کسب و کارها در سراسر جهان به اثبات رسیده است.

1.واسطه شوید (مدل کسب و کار Warby Parker)

واربی پارکر (Warby Parker) در سال ۲۰۱۰ ایده ساده ای داشت که ما همه آرزو می کنیم ای کاش اول به فکر ما می رسید. آنها تصمیم گرفتند تا به بازار عینک وارد شوند در آن موقع بازار عینک در انحصار کامل شرکت ایتالیایی Luxottica بود که بزرگترین تولید کننده عینک در دنیا است و اساسا قیمت عینک طراحان را کنترل می کرد. با قیمت هایی که در بالاترین حد قرار داده شده بودند، واربی پارکر فرصت بزرگی را در بازار یافت. او متوجه شد به دلیل اینکه اکثر برندها حقوق خود را به شرکت های بزرگ مثل Luxottica می فروختند هزینه های طراحی و ساخت شان به شدت افزایش پیدا می کرد. پس راه حل منطقی این مساله چیست؟ راه حل این است که واسطه شوید! آنها توانستند قیمت عینک خود را به طور قابل توجه ای کاهش دهند و عناصر اجتماعی خوبی را با برند شرکت شان همراه کنند به این صورت که عینک های مورد علاقه‌ی مشتری را از طریق فروشگاه آنلاین خود برای او می فرستادند و مشتری می توانست این عینک ها را بر روی عکس خود امتحان کند و از این طریق بهترین عینک را خریداری کند. چون مشتریان حق انتخاب داشتند و با قیمت مناسب عینک را خریداری می کردند میزان فروش این شرکت نیز افزیش یافت. چیزی که به آن استراتژی برد-برد می گویند.

چرا این مدل جواب می دهد: تبدیل شدن به واسطه، به استارتاپ ها مزیت قیمت گذاری مهمی را می دهد و موجب پس انداز کردن